در عقد بیع سرایی متردّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایان این محلتم. وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایه منی!
روی هر بیت بزنید تا کارتش برای استوری ساخته شود.
حکایت شمارهی ۹ · ۱ دقیقه خواندن
در عقد بیع سرایی متردّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایان این محلتم. وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایه منی!
روی هر بیت بزنید تا کارتش برای استوری ساخته شود.