دستوپابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرارسید از بیدستوپایی گریختن نتوانست.
روی هر بیت بزنید تا کارتش برای استوری ساخته شود.
حکایت شمارهی ۲۴ · ۱ دقیقه خواندن
دستوپابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرارسید از بیدستوپایی گریختن نتوانست.
روی هر بیت بزنید تا کارتش برای استوری ساخته شود.