روی هر بیت بزنید تا کارتش برای استوری ساخته شود.
شنیدم که بر لحن خنیاگری · ۲ دقیقه خواندن
حکایت در معنی اهل محبت
باب سوم در عشق و مستی و شور
- ۱خوشا وقت شوریدگان غمش
- ۲تو را عشق همچون خودی ز آب و گل
- ۳چو عشقی که بنیاد آن بر هواست
- ۴شنیدم که وقتی گدازادهای
- ۵شنیدم که بر لحن خنیاگری
- ۶یکی شاهدی در سمرقند داشت
- ۷یکی تشنه میگفت و جان میسپرد
- ۸چنین نقل دارم ز مردان راه
- ۹شنیدم که پیری شبی زنده داشت
- ۱۰یکی در نشابور دانی چه گفت
- ۱۱شکایت کند نوعروسی جوان
- ۱۲طبیبی پری چهره در مرو بود
- ۱۳یکی پنجهٔ آهنین راست کرد
- ۱۴میان دو عم زاده وصلت فتاد
- ۱۵به مجنون کسی گفت کای نیک پی
- ۱۶یکی خرده بر شاه غزنین گرفت
- ۱۷قضا را من و پیری از فاریاب
- ۱۸ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست
- ۱۹رئیس دهی با پسر در رهی
- ۲۰ثنا گفت بر سعد زنگی کسی
- ۲۱یکی را چو من دل به دست کسی
- ۲۲اگر مرد عشقی کم خویش گیر
- ۲۳شکر لب جوانی نی آموختی
- ۲۴کسی گفت پروانه را کای حقیر
- ۲۵شبی یاد دارم که چشمم نخفت