رنگهای شهر
قصهی کودک
نیلو تازه به شهری آمده که همهچیزش خاکستری است: ساختمانها، آسمان، دیوارها، حتی صورت آدمها، وقتی صبحها توی ایستگاه اتوبوس منتظرند. نیلو فقط یک چیز با خودش آورده: جعبهی مدادرنگی دوازدهرنگی که مادربزرگش، پیش از خداحافظی، به او داده. و روی جعبه نوشته: «هر جا رنگ نبود، تو رنگ باش.» پس نیلو شروع میکند. یک گل زرد روی دیوار پارکینگ. یک ماهی نارنجی روی سکوی ایستگاه. یک خورشید روی شیشهی بخارگرفتهی اتوبوس. و شهر، آهسته، شروع میکند به جواب دادن. قصهای دربارهی اینکه یک آدم کوچک چقدر میتواند رنگ بیاورد. کودک در ۱۱ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
نیلو تازه به شهری آمده که همهچیزش خاکستری است: ساختمانها، آسمان، دیوارها، حتی صورت آدمها، وقتی صبحها توی ایستگاه اتوبوس منتظرند. نیلو فقط یک چیز با خودش آورده: جعبهی مدادرنگی دوازدهرنگی که مادربزرگش، پیش از خداحافظی، به او داده. و روی جعبه نوشته: «هر جا رنگ نبود، تو رنگ باش.» پس نیلو شروع میکند. یک گل زرد روی دیوار پارکینگ. یک ماهی نارنجی روی سکوی ایستگاه. یک خورشید روی شیشهی بخارگرفتهی اتوبوس. و شهر، آهسته، شروع میکند به جواب دادن. قصهای دربارهی اینکه یک آدم کوچک چقدر میتواند رنگ بیاورد. کودک در ۱۱ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه