ابری که نبارید

قصه‌ی کودک

پنبه ابر کوچکی است که بلد نیست ببارد. ابرهای دیگر هر روز باران می‌ریزند، برف می‌ریزند، تگرگ می‌ریزند، و پنبه فقط سفید و پف‌کرده در آسمان شناور است. پس راه می‌افتد تا از همه‌ی ابرهای آسمان یاد بگیرد: از ابر غرنده‌ی طوفان، از ابر سرد برفی، از مه که روی زمین راه می‌رود، از ابر صورتی غروب. هر کدام چیزی یادش می‌دهد. ولی پنبه فقط وقتی می‌فهمد چطور ببارد که پایین را نگاه می‌کند و دختری کوچک را می‌بیند که کنار باغچه‌ای خشک، منتظر نشسته. کودک در ۱۰ فصل. تهیه‌شده توسط تیم کتاب‌رو.

درباره‌ی کتاب

پنبه ابر کوچکی است که بلد نیست ببارد. ابرهای دیگر هر روز باران می‌ریزند، برف می‌ریزند، تگرگ می‌ریزند، و پنبه فقط سفید و پف‌کرده در آسمان شناور است. پس راه می‌افتد تا از همه‌ی ابرهای آسمان یاد بگیرد: از ابر غرنده‌ی طوفان، از ابر سرد برفی، از مه که روی زمین راه می‌رود، از ابر صورتی غروب. هر کدام چیزی یادش می‌دهد. ولی پنبه فقط وقتی می‌فهمد چطور ببارد که پایین را نگاه می‌کند و دختری کوچک را می‌بیند که کنار باغچه‌ای خشک، منتظر نشسته. کودک در ۱۰ فصل. تهیه‌شده توسط تیم کتاب‌رو.

مشخصات

نویسنده
قلم کتاب‌رو
زبان
فارسی

انتخاب نسخه

چند صفحه را رایگان بخوانید
  • دسترسی به نسخه‌ی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
  • خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیره‌ی جای مطالعه