درنای تنها
قصهی کودک
هر پاییز، درناهای سفید از سیبری پرواز میکنند، از روی رودها و دشتها و دریا، تا آببندانهای فریدونکنار در شمال ایران. ولی امسال سپیدبال، کوچکترین درنای دسته، با بالی زخمی جا میماند. وقتی زخمش خوب میشود، دسته رفته و برف آمده. سپیدبال هیچوقت این راه را تنها نرفته. ولی مادرش، پیش از رفتن، سه چیز یادش داده بود: رود را دنبال کن، دریا را دنبال کن، و وقتی گم شدی، به ستارهای نگاه کن که هیچوقت جابهجا نمیشود. قصهای از سفری دور، دوستانی که در راه پیدا میشوند، و خانهای که منتظر است. کودک در ۱۲ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
هر پاییز، درناهای سفید از سیبری پرواز میکنند، از روی رودها و دشتها و دریا، تا آببندانهای فریدونکنار در شمال ایران. ولی امسال سپیدبال، کوچکترین درنای دسته، با بالی زخمی جا میماند. وقتی زخمش خوب میشود، دسته رفته و برف آمده. سپیدبال هیچوقت این راه را تنها نرفته. ولی مادرش، پیش از رفتن، سه چیز یادش داده بود: رود را دنبال کن، دریا را دنبال کن، و وقتی گم شدی، به ستارهای نگاه کن که هیچوقت جابهجا نمیشود. قصهای از سفری دور، دوستانی که در راه پیدا میشوند، و خانهای که منتظر است. کودک در ۱۲ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه