ملکهی برف
رمان
در کوههای شمال، در کاخی از یخ، بانو دی زندگی میکند، ملکهای که زمستان را در دستهایش نگه میدارد. هزار سال است هر سال، وقتش که برسد، دستهایش را باز میکند و زمستان را رها میکند تا بهار بیاید. امسال باز نکرد. برف در فروردین هنوز میبارد، دشتها یخ زدهاند، و باغهای جنوب، که منتظر آب برفاند، دارند میمیرند. نوروز، باغبان جوانی که فقط بهار را میشناسد، با کیسهای پر از بذر به کوه شمال میرود تا بفهمد چرا. و آنچه پیدا میکند ملکهای خشمگین نیست. زنی است که هزار سال است تنهاست. عاشقانهی فانتزی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
در کوههای شمال، در کاخی از یخ، بانو دی زندگی میکند، ملکهای که زمستان را در دستهایش نگه میدارد. هزار سال است هر سال، وقتش که برسد، دستهایش را باز میکند و زمستان را رها میکند تا بهار بیاید. امسال باز نکرد. برف در فروردین هنوز میبارد، دشتها یخ زدهاند، و باغهای جنوب، که منتظر آب برفاند، دارند میمیرند. نوروز، باغبان جوانی که فقط بهار را میشناسد، با کیسهای پر از بذر به کوه شمال میرود تا بفهمد چرا. و آنچه پیدا میکند ملکهای خشمگین نیست. زنی است که هزار سال است تنهاست. عاشقانهی فانتزی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه