کاروان ابریشم
رمان
سمرقند، سدهی چهارم هجری. گلنار هجده ساله است، دختر خواجه بهروز، بازرگان ابریشم و کاغذ. پدرش در زمستان میمیرد، و شریکش، خواجه منصور، با کاروان صد شتری خانواده — ابریشم چینی و کاغذ سمرقندی، همهی داراییشان — به سوی غرب ناپدید میشود. مادر گلنار میگوید فراموشش کن. قاضی سمرقند میگوید کاروان در قلمرو دیگری است. گلنار، با پیرترین ساربان پدرش، یک شتر، و دفتر حسابی که با خط خودش نوشته، راه میافتد: از سمرقند تا بخارا، از ریگزار قراقوم تا مرو، از نیشابور تا ری. هزار و دویست فرسنگ. برای پس گرفتن آنچه مال اوست. تاریخی ماجرایی در ۱۲ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
سمرقند، سدهی چهارم هجری. گلنار هجده ساله است، دختر خواجه بهروز، بازرگان ابریشم و کاغذ. پدرش در زمستان میمیرد، و شریکش، خواجه منصور، با کاروان صد شتری خانواده — ابریشم چینی و کاغذ سمرقندی، همهی داراییشان — به سوی غرب ناپدید میشود. مادر گلنار میگوید فراموشش کن. قاضی سمرقند میگوید کاروان در قلمرو دیگری است. گلنار، با پیرترین ساربان پدرش، یک شتر، و دفتر حسابی که با خط خودش نوشته، راه میافتد: از سمرقند تا بخارا، از ریگزار قراقوم تا مرو، از نیشابور تا ری. هزار و دویست فرسنگ. برای پس گرفتن آنچه مال اوست. تاریخی ماجرایی در ۱۲ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه