روزنامهنگار مشروطه
رمان
تبریز، زمستان ۱۲۸۷ خورشیدی. شهر در محاصره است. نان نیست، هیزم نیست، و خبر هم نیست؛ هیچکس نمیداند بیرون از دیوارها چه میگذرد. اکبر هفده ساله است و شاگرد حروفچین چاپخانهی سنگی کوچکی در بازار، که صاحبش، حاج رضا، از ترس، درش را بسته. ولی اکبر کلید دارد. و شبها، با خواهرش زینب، که دستهایش برای خوشنویسی ساخته شده، و با یک چراغ نفتی و سنگ چاپی که بوی مرکب و ترس میدهد، چیزی چاپ میکند که مردم شهر صبحها، زیر درها، پیدا میکنند: یک برگ کاغذ، با خبرهای راست. شبنامه. تاریخی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
تبریز، زمستان ۱۲۸۷ خورشیدی. شهر در محاصره است. نان نیست، هیزم نیست، و خبر هم نیست؛ هیچکس نمیداند بیرون از دیوارها چه میگذرد. اکبر هفده ساله است و شاگرد حروفچین چاپخانهی سنگی کوچکی در بازار، که صاحبش، حاج رضا، از ترس، درش را بسته. ولی اکبر کلید دارد. و شبها، با خواهرش زینب، که دستهایش برای خوشنویسی ساخته شده، و با یک چراغ نفتی و سنگ چاپی که بوی مرکب و ترس میدهد، چیزی چاپ میکند که مردم شهر صبحها، زیر درها، پیدا میکنند: یک برگ کاغذ، با خبرهای راست. شبنامه. تاریخی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه