بازار نیمهشب
رمان
اصفهان، زمستان. مادر شیرین بیمار است و دارویی که لازم دارد در هیچ داروخانهای نیست. همسایهی پیرشان از بازاری میگوید که شبهای بیماه زیر سیوسهپل باز میشود، جایی که هر چیزی را میشود خرید. فقط نه با پول. فانتزی در ۹ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
متن کامل · حدود ۱۴ دقیقه خواندن
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه
پاسخ از متن کتابتازه
از «بازار نیمهشب» بپرسید
سؤالتان را بنویسید. پاسخ را از سطرهای خود کتاب پیدا میکنیم، حتی اگر واژههایش با واژههای شما فرق داشته باشد، و میگوییم در کدام فصل آمده است.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- موضوع
- رمان ایرانی
- زبان
- فارسی
- حجم متن
- ۲,۸۲۹ واژه
- زمان تقریبی خواندن
- حدود ۱۴ دقیقه
- فصلها
- ۱۰
- نسخه
- الکترونیکی (EPUB)، رایگان
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدگفتوگو دربارهی این کتاب
خواندهاید؟ نظرتان را با خوانندههای دیگر در میان بگذارید
همحالوهوا
اگر «بازار نیمهشب» به دلتان نشست، اینها هم همان حس را دارند
خانهی مادربزرگ
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهدر قطار مشهد
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهدختر کتابفروش
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهچشمهای باز
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهشبهای شهر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۳ دقیقهخانهی نیمهتمام
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۲۴ دقیقهپیک
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۰ دقیقهقهر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۳ دقیقهپدرم در شمال
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۴ دقیقهتا بهار
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۷ دقیقهمزد سکوت
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۲۸ دقیقهسال سفید
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۴ دقیقه