پدرم در شمال
درام
بردیا پانزده سال است به رامسر نرفته. از روزی که گفت باغ پرتقال پدرش را نمیخواهد و به تهران میرود، و پدرش، جلوی در، سیلیای به صورتش زد که هنوز گاهی، شبها، حسش میکند. حالا مادرش زنگ زده: پدر سرطان ریه دارد، بیمارستان نمیرود، و میخواهد آخرین برداشت پرتقال را خودش انجام دهد. بردیا چهل روز به خانهی کودکیاش برمیگردد. چهل روز، صدها درخت، و پیرمردی که حتی حالا، با نفسی که به زحمت درمیآید، هنوز بلد نیست بگوید ببخشید. درام در ۹ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
بردیا پانزده سال است به رامسر نرفته. از روزی که گفت باغ پرتقال پدرش را نمیخواهد و به تهران میرود، و پدرش، جلوی در، سیلیای به صورتش زد که هنوز گاهی، شبها، حسش میکند. حالا مادرش زنگ زده: پدر سرطان ریه دارد، بیمارستان نمیرود، و میخواهد آخرین برداشت پرتقال را خودش انجام دهد. بردیا چهل روز به خانهی کودکیاش برمیگردد. چهل روز، صدها درخت، و پیرمردی که حتی حالا، با نفسی که به زحمت درمیآید، هنوز بلد نیست بگوید ببخشید. درام در ۹ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه