تا بهار
رمان
آزاده، پزشک بیست و هفت سالهی تهرانی، برای گذراندن طرح به روستایی پلکانی در اورامان فرستاده میشود و قسم میخورد روزها را تا بهار بشمارد. بعد برف میآید و جاده بسته میشود، و او میماند با یک خانهی بهداشت سرد، چهارصد آدمی که زبانشان را نمیفهمد، و هیوا، بهورز روستا، که همه را میشناسد و هیچوقت به حرف دکترهای تهرانی گوش نمیدهد. یک زمستان. یک زایمان در کولاک. یک پسربچه با آپاندیس پاره و هشت کیلومتر برف. و جشنی در دل زمستان که در آن مردم گردو پخش میکنند و میرقصند — و آزاده میفهمد بعضی جاها را آدم نمیتواند تا بهار ترک کند. عاشقانه در ۹ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
آزاده، پزشک بیست و هفت سالهی تهرانی، برای گذراندن طرح به روستایی پلکانی در اورامان فرستاده میشود و قسم میخورد روزها را تا بهار بشمارد. بعد برف میآید و جاده بسته میشود، و او میماند با یک خانهی بهداشت سرد، چهارصد آدمی که زبانشان را نمیفهمد، و هیوا، بهورز روستا، که همه را میشناسد و هیچوقت به حرف دکترهای تهرانی گوش نمیدهد. یک زمستان. یک زایمان در کولاک. یک پسربچه با آپاندیس پاره و هشت کیلومتر برف. و جشنی در دل زمستان که در آن مردم گردو پخش میکنند و میرقصند — و آزاده میفهمد بعضی جاها را آدم نمیتواند تا بهار ترک کند. عاشقانه در ۹ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه