افسون انار
رمان
یلدا هفده ساله است و اسمش را مادربزرگش گذاشته، چون در شب یلدا به دنیا آمد. حالا مادربزرگ در بیمارستان است و دکترها میگویند به یلدای امسال نمیرسد. عصر روز پیش از یلدا، در بازار تجریش، پیرزنی که هیچکس پیش از آن ندیده، اناری به یلدا میدهد، بزرگ و سرخ، و میگوید: هر دانهای که امشب، تا پیش از سپیده، بخوری و به کسی فکر کنی که دوستش داری، یک روز به عمرش برمیگردد. یک انار، ششصد دانه. ولی پیرزن یک چیز را نمیگوید. و نوهاش، پسری که در دکان انار پدربزرگش کار میکند، میداند چیست. عاشقانهی فانتزی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
یلدا هفده ساله است و اسمش را مادربزرگش گذاشته، چون در شب یلدا به دنیا آمد. حالا مادربزرگ در بیمارستان است و دکترها میگویند به یلدای امسال نمیرسد. عصر روز پیش از یلدا، در بازار تجریش، پیرزنی که هیچکس پیش از آن ندیده، اناری به یلدا میدهد، بزرگ و سرخ، و میگوید: هر دانهای که امشب، تا پیش از سپیده، بخوری و به کسی فکر کنی که دوستش داری، یک روز به عمرش برمیگردد. یک انار، ششصد دانه. ولی پیرزن یک چیز را نمیگوید. و نوهاش، پسری که در دکان انار پدربزرگش کار میکند، میداند چیست. عاشقانهی فانتزی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه