صندلی چهارده
رمان جنایی
خواهر الهام شش روز است از بندرعباس خبری نداده. پلیس میگوید صبر کنید. الهام صبر نمیکند؛ بلیت اتوبوس شب را میخرد. ساعت هشت و ربع، وقتی اتوبوس از ترمینال جنوب راه میافتد، مردی که روی صندلی چهارده نشسته دستش را بالا میبرد تا پرده را بکشد. و دور مچش دستبندی است که الهام با دست خودش برای خواهرش ساخته بود. هیجانی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
متن کامل · حدود ۱۴ دقیقه خواندن
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه
پاسخ از متن کتابتازه
از «صندلی چهارده» بپرسید
سؤالتان را بنویسید. پاسخ را از سطرهای خود کتاب پیدا میکنیم، حتی اگر واژههایش با واژههای شما فرق داشته باشد، و میگوییم در کدام فصل آمده است.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- موضوع
- جنایی و معمایی
- زبان
- فارسی
- حجم متن
- ۲,۷۴۱ واژه
- زمان تقریبی خواندن
- حدود ۱۴ دقیقه
- فصلها
- ۱۱
- نسخه
- الکترونیکی (EPUB)، رایگان
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدگفتوگو دربارهی این کتاب
خواندهاید؟ نظرتان را با خوانندههای دیگر در میان بگذارید
همحالوهوا
اگر «صندلی چهارده» به دلتان نشست، اینها هم همان حس را دارند
آخرین مسافر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۹ دقیقهده قصه برای مترو
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۹ دقیقهقهر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۳ دقیقهچشمهای باز
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهدر قطار مشهد
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۵ دقیقهداستانهای سفر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۳ دقیقهصدای طبقهی سوم
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۳۸ دقیقهشبهای شهر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۳ دقیقهیک سال در شیراز
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۴ دقیقههتل بادگیر
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۲۶ دقیقهعکس یادگاری
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۳۱ دقیقهشب یلدای سرد
قلم کتابرو
زمان خواندن: ۱۹ دقیقه