شب یلدای سرد
رمان
خانمجان در پاییز مرد و وصیت کرد وصیتنامهاش در شب یلدا خوانده شود، سر همان سفره، در همان خانهی قدیمی قزوین. سه فرزند و نوهها میآیند، با انار و هندوانه و کینههای بیستوچهارساله. محضردار پاکتها را باز میکند: یکی برای هر وارث، و در هر پاکت، خانمجان از گناه یکی دیگر خبر داده. شبی که بلندترین شب سال است، از همیشه بلندتر میشود. و تا صبح، هر کس باید بگوید یلدای هشتاد، وقتی چهل سکهی طلا از صندوق خانمجان ناپدید شد و باغبان پیر به زندان رفت، کجا بوده. معمایی خانوادگی در ۱۱ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
خانمجان در پاییز مرد و وصیت کرد وصیتنامهاش در شب یلدا خوانده شود، سر همان سفره، در همان خانهی قدیمی قزوین. سه فرزند و نوهها میآیند، با انار و هندوانه و کینههای بیستوچهارساله. محضردار پاکتها را باز میکند: یکی برای هر وارث، و در هر پاکت، خانمجان از گناه یکی دیگر خبر داده. شبی که بلندترین شب سال است، از همیشه بلندتر میشود. و تا صبح، هر کس باید بگوید یلدای هشتاد، وقتی چهل سکهی طلا از صندوق خانمجان ناپدید شد و باغبان پیر به زندان رفت، کجا بوده. معمایی خانوادگی در ۱۱ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه