کلاسیکهای انگلیسی را به زبان اصلی بخوانیم: راهنمای انتخاب بر اساس سطح زبان
۳ دقیقه مطالعه

بسیاری از زبانآموزها روزی تصمیم میگیرند یک رمان کلاسیک را به زبان اصلی بخوانند. و بسیاری از آنها بعد از بیست صفحه کنار میگذارند. معمولاً مشکل از زبانآموز نیست، از انتخاب کتاب است. «موبی دیک» و «گتسبی بزرگ» هر دو کلاسیک انگلیسیاند، اما خواندنشان دو تجربهی کاملاً متفاوت است.
کتابرو مجموعهای از کلاسیکهای انگلیسیزبان را به زبان اصلی و رایگان دارد. این راهنما آنها را بر اساس دشواری زبان مرتب کرده است.
سطح یک: نثر نزدیک به امروز
[گتسبی بزرگ](/book/the-great-gatsby) — اسکات فیتزجرالد (۱۹۲۵) کوتاه، نزدیک به زبان امروز و با نثری درخشان. واژگانش گاهی ادبی است، اما ساختار جملهها روشن است. حجم کمش انگیزه را نگه میدارد. بهترین نقطهی شروع.
[دراکولا](/book/dracula) — برام استوکر (۱۸۹۷) به شکل نامهها و یادداشتهای روزانه نوشته شده. هر بخش کوتاه است و صدای راویها با هم فرق دارد. هیجان داستان شما را جلو میبرد. فقط بخشهایی که به گویش محلی نوشته شدهاند، دشوارند؛ از آنها رد شوید.
[فرانکنشتاین](/book/frankenstein) — مری شلی (۱۸۱۸) کوتاهتر از آنچه فکرش را میکنید، با جملههایی بلندتر از گتسبی اما منظم. روایتش در چند لایه است که با دقت دنبال کردنش ارزش دارد.
سطح دو: انگلیسی قرن نوزدهم
[غرور و تعصب](/book/pride-and-prejudice) — جین آستن (۱۸۱۳) دیالوگهای تیز و طنز ظریف. جملهها رسمیتر و گاهی طولانیاند و برخی واژهها امروز معنای دیگری دارند. اما داستان آنقدر سرگرمکننده است که زحمتش را میارزد.
[جین ایر](/book/jane-eyre) — شارلوت برونته (۱۸۴۷) راوی اولشخص، صمیمی و پرشور. توصیفها گاهی طولانیاند، اما صدای جین شما را همراه نگه میدارد.
[آرزوهای بزرگ](/book/great-expectations) — چارلز دیکنز (۱۸۶۱) دیکنز واژگان گسترده و جملههای پیچیده دارد و شخصیتهایش گاهی با لهجه حرف میزنند. اما شوخطبعی و داستانپردازیاش بینظیر است. این کتاب از کوتاهترین و منسجمترین رمانهای اوست.
سطح سه: چالشهای بزرگ
[موبی دیک](/book/moby-dick) — هرمان ملویل (۱۸۵۱) رمانی عظیم که فصلهایی دربارهی دانش نهنگشناسی و دریانوردی دارد، با واژگان فنی فراوان. بسیاری از خوانندگان، حتی انگلیسیزبانها، این فصلها را تند میخوانند. اشکالی ندارد.
[هملت](/book/hamlet) — ویلیام شکسپیر (حدود ۱۶۰۰) زبان شکسپیر انگلیسی آغاز دورهی جدید است: «thou» و «thee»، فعلهایی با پسوندهای کهن و واژههایی که معنایشان عوض شده. پیشنهاد: پیش از هر پرده، خلاصهی آن را به فارسی بخوانید تا بدانید چه اتفاقی میافتد، و بعد متن اصلی را برای لذت زبانش بخوانید.
چند نکته برای خواندن به زبان اصلی
هر واژه را معنا نکنید. اگر برای هر واژهی ناآشنا دست از خواندن بکشید، کتاب را تمام نمیکنید. فقط واژههایی را معنا کنید که بدون آنها جمله را نمیفهمید، یا در چند صفحه تکرار شدهاند.
هدف را صفحه بگذارید، نه فصل. روزی ده صفحه. کمکم سرعتتان بالا میرود.
واژهها را در جمله یادداشت کنید. نه فقط واژه، کل جملهای که در آن آمده. اینطوری کاربرد را هم یاد میگیرید. ابزار یادداشت کتابرو برای همین کار مناسب است.
دوباره خواندن عیب نیست. اگر پاراگرافی را نفهمیدید، یک بار دیگر بخوانید. اگر باز هم نفهمیدید، ادامه بدهید. معمولاً چند خط بعد، روشن میشود.
ترجمه را کنارش داشته باشید، ولی دیر بازش کنید. اگر ترجمهی فارسی کتاب را دارید، فقط وقتی سراغش بروید که بخشی را واقعاً نمیفهمید. ترجمهی همزمان، شما را از متن اصلی دور میکند.