سرنخ
رمان
جواد امیری، خبرنگاری که یک اشتباه بزرگ او را از صفحهی اول روزنامهی محلی همدان به صفحهی آگهیهای ترحیم تبعید کرده، شروع میکند به خواندن چیزی که هیچکس نمیخواند: متن آگهیهای ترحیم. و در یک سال، نُه آگهی پیدا میکند با یک جملهی یکسان، برای نُه پیرمرد و پیرزن تنها که در خانههایشان آرام مردند. هیچکس حرفش را باور نمیکند — نه سردبیر، نه پلیس. تا وقتی آگهی دهم را میخواند، و در آن، نشانی خانهی مادربزرگ خودش را میبیند. جنایی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
دربارهی کتاب
جواد امیری، خبرنگاری که یک اشتباه بزرگ او را از صفحهی اول روزنامهی محلی همدان به صفحهی آگهیهای ترحیم تبعید کرده، شروع میکند به خواندن چیزی که هیچکس نمیخواند: متن آگهیهای ترحیم. و در یک سال، نُه آگهی پیدا میکند با یک جملهی یکسان، برای نُه پیرمرد و پیرزن تنها که در خانههایشان آرام مردند. هیچکس حرفش را باور نمیکند — نه سردبیر، نه پلیس. تا وقتی آگهی دهم را میخواند، و در آن، نشانی خانهی مادربزرگ خودش را میبیند. جنایی در ۱۰ فصل. تهیهشده توسط تیم کتابرو.
مشخصات
- نویسنده
- قلم کتابرو
- زبان
- فارسی
نظر خوانندگان
برای نوشتن نظر وارد شویدانتخاب نسخه
چند صفحه را رایگان بخوانید- دسترسی به نسخهی الکترونیکی بلافاصله پس از دریافت
- خواندن روی موبایل و رایانه، با ذخیرهی جای مطالعه