یک ماه با شاهنامه
از ضحاک ماردوش تا مرگ رستم، شبی پانزده دقیقه.
شش داستان از بهترینهای شاهنامه، به ترتیبی که جهان فردوسی را قدمبهقدم باز میکند: اسطورهی ضحاک و کاوه، هفتخان رستم، تراژدی رستم و سهراب، ماجرای اکوان دیو، عاشقانهی بیژن و منیژه، و پایان رستم. هر شب بخشی کوتاه، و یادداشتی که میگوید امشب به چه دقت کنید.
- طول مسیر
- ۲۷ شب
- هر جلسه
- هر شب حدود ۱۵ دقیقه
- سطح
- متوسط
- همراهان
- ۱ نفر شروع کردهاند
شببهشب
شب ۱: ضحاک و کاوهی آهنگر — ۱ از ۳
ضحاک و کاوهی آهنگر · حدود ۱۵ دقیقه
ضحاک، شاهزادهی تازی، فریب ابلیس را میخورد و دو مار از شانههایش میروید. ببینید بدی در شاهنامه چطور از یک فریب کوچک آغاز میشود.
شب ۲: ضحاک و کاوهی آهنگر — ۲ از ۳
ضحاک و کاوهی آهنگر · حدود ۱۵ دقیقه
شب ۳: ضحاک و کاوهی آهنگر — ۳ از ۳
ضحاک و کاوهی آهنگر · حدود ۱۵ دقیقه
کاوهی آهنگر پیشبندش را بر سر نیزه میکند؛ درفش کاویانی از همینجا زاده میشود.
شب ۴: هفتخان رستم — ۱ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
کاووس شاه در مازندران اسیر دیوان شده و رستم تنها با رخش به راه میافتد. هفت خان، هفت آزمون است: شیر، بیابان بیآب، اژدها، زن جادو، اولاد، ارژنگ دیو و دیو سپید.
شب ۵: هفتخان رستم — ۲ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۶: هفتخان رستم — ۳ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۷: هفتخان رستم — ۴ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۸: هفتخان رستم — ۵ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۹: هفتخان رستم — ۶ از ۶
هفتخان رستم · حدود ۱۴ دقیقه
امشب تا پایان داستان بخوانید؛ چند صفحهی آخرش در فصل بعد است.
شب ۱۰: رستم و سهراب — ۱ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
رستم رخش را در شکار گم میکند و به سمنگان میرسد؛ تهمینه، دختر شاه سمنگان، شبانه نزد او میآید. داستان پدر و پسری که یکدیگر را نمیشناسند، از همین شب آغاز میشود.
شب ۱۱: رستم و سهراب — ۲ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۱۲: رستم و سهراب — ۳ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۱۳: رستم و سهراب — ۴ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۱۴: رستم و سهراب — ۵ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۱۵: رستم و سهراب — ۶ از ۶
رستم و سهراب · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۱۶: رستم و سهراب — پایان
رستم و سهراب · حدود ۱۷ دقیقه
نبرد آخر، و لحظهای که رستم میفهمد. فردوسی از پیش خبر داده بود: «یکی داستان است پر آب چشم».
شب ۱۷: رستم و اکوان دیو
رستم و اکوان دیو · حدود ۱۸ دقیقه
دیوی که به شکل گورخر درمیآید و رستم را با زمینی که بر آن خوابیده از جا میکند. کوتاه و پرماجرا؛ نفسی میان دو داستان بزرگ.
شب ۱۸: بیژن و منیژه — ۱ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
بیژن، پهلوان جوان، برای جنگ با گرازها به مرز توران میرود و آنجا منیژه، دختر افراسیاب، را میبیند.
شب ۱۹: بیژن و منیژه — ۲ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۲۰: بیژن و منیژه — ۳ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۲۱: بیژن و منیژه — ۴ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۲۲: بیژن و منیژه — ۵ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۲۳: بیژن و منیژه — ۶ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۴ دقیقه
شب ۲۴: بیژن و منیژه — ۷ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۹ دقیقه
بیژن در چاه زندانی است و رستم برای رهاییاش به توران آمده. پایان یکی از شیرینترین داستانهای شاهنامه نزدیک است.
شب ۲۵: بیژن و منیژه — ۸ از ۸
بیژن و منیژه · حدود ۱۹ دقیقه
شب ۲۶: رستم و شغاد — ۱ از ۲
رستم و شغاد · حدود ۱۷ دقیقه
شغاد، نابرادری رستم، با شاه کابل نقشه میکشد: چاههایی پر از تیغ در شکارگاه.
شب ۲۷: رستم و شغاد — ۲ از ۲
رستم و شغاد · حدود ۱۷ دقیقه
شب آخر مسیر: پایان رستم و رخش، و آخرین تیر رستم.